اهل بیت دو شنبه 13 آذر 1391برچسب:, :: 17:45 :: نويسنده : میثم ابراهیمی
مرغ دل پر می زند پیوسته سوی کربلا نظرات شما عزیزان:
سلام
ممنون که به وبلاگم سر زدید و نظرتون رو گذاشتین. خیلی وقت بود به وبلاگتون سر نزده بودم. خوشحال میشم بازم بیاید و نظرتون رو بزارید. .یا علی.
سلام
ممنون که به وبلاگم سر زدید و نظرتون رو گذاشتین. خیلی وقت بود به وبلاگتون سر نزده بودم. خوشحال میشم بازم بیاید و نظرتون رو بزارید. .یا علی.
سلام
وبلاگ و مطالب عالی هستند :: یاعلی::
خبری هست ز مهدی آیا؟! از صدای بلند بغض فروخورده ی مردمان منتظر؟! یا فقط سکوت نحس هلهله عربده گون غافلان می رسد به گوش؟! هست خبری از چشمان بی پلک که درش شاخساری بی برگ ز خون ریشه دوانیده باشد از شدّت انتظار؟! یا نگاهی پاک و خیره به در، در انتظار گشودن قفل غیبت به دستان مهدی(عج)؟! خبری هست انگشتانی به دهان را که کارشان شمردن ثانیه هاست تا ظهور؟! خبری هست دندان های ز اضطراب و هیجان به هم فشرده ی مضطر را در انتظار آقا؟! هست خبری ز لبان ملتهب و خشک و ترک دیده از دویدن های بی وقفه در پی ذکر "اللّهم عجل لولیک الفرج" را؟! لَه لَه می زند آیا سینه ها ز تشنگی فراغ؟! پر پر می زند مرغ دل ز تنگی دل در فراغ؟! سوره ها برایمان معنای انتظار قرآن برای ظهور را می دهد آیا؟! کدامین خواب در دیدن خبر ظهور آقا نیمه شب ز چشمانمان پرید؟! و کدامین پلک ها در خواب ظهور تا آن سوی سدّ ابروها، پرده غفلت را بر کشید. از دیده هایمان؟! و کدامین دست های از هم باز در خواب نیمه شب ها به یاد خواهش ظهور گره گدایی به خود می زند در نماز؟! کجایند کسانی که همچون غارت زدگان در تاریکی شب دوان دوان از رخت خواب به سجاده ی نماز رخت پناهندگی بندند و مهدی را که قرن هاست به واسطه ی همین خواب غفلت به غارت رفته است طلب کنند از رب العالمین؟! کو تپش قلب ها و کو تب سر ها را در خواب های پریشان و شکسته از شوق ظهور؟! کو شامه هایی را که استشمام کند بوی پیراهن یوسفمان را؟! و کو شانه هایی را که از لرزه های لحظه های سنگین دلتنگی بشکند رخت سستی را از بدن؟! کو روشنی دیدگان کور شده از بکی را؟! کو پاهای ریشه دوانیده در خاک انتظار، ز مردانه ایستادن تا حد احتضار؟!
آری.... ما گم شده ایم نه یوسف!!!
درباره وبلاگ پيوندها
نويسندگان |
|||
![]() |